اِسماع قرآن؛ روش پیامبر(ص) در تبلیغ دین اسلام

یکشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۶

اسماع در لغت به معنای شنواندن است. مراد از إسماع قرآن، شنواندن آن به گوش مردم است که معمولًا در مکه و نسبت به مشرکان صورت می پذیرفت. در آن سال ها رسول خدا صلی الله علیه و آله در مسجدالحرام می‌نشست و به تلاوت قرآن می پرداخت و در مواقعی از طریق خواندن قرآن در نمازهای خود، آیات الهی را به گوش رهگذران می رساند و به انذار آنها می پرداخت چنان که در سوره انعام آمده است: «وَأُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ(سوره انعام، سوره آیه 19) (بگو) این قرآن به من وحی شده است تا با آن شما و هر که را (که پیام آن) به او برسد بیم دهم ...» واضح است که در این موارد آیات قرآن بدون هیچ توضیحی به گوش مردم می رسید و اشکالی هم در انجام مأموریت رسول خدا صلی الله علیه و آله- که همان ابلاغ کلام وحی بود- به وجود نمی آورد. زیرا آیات و سوره های مکّیّه بر محور عقاید- از جمله مبدأ و معاد- دور می زد و به دلیل تکرار فراوان این مضامین در آن سوره ها درک آنها آسان بود و از این گذشته مخاطبان این آیات، قوم عرب و آشنای به زبان قرآن بودند و برای فهم آن آیات و به ویژه اخطارها و انذارهای قرآن مشکلی احساس نمی کردند. به عنوان مثال در کتب تاریخی و نیز تفاسیر قرآن آمده است (از جمله بنگرید به السیره النبویه 1/ 289، الاتقان 4/ 5، تفسیرمجمع البیان 10/ 584، تفسیر المیزان 20/ 92) که: در نوبتی ولید بن مغیره که از سران مشرکان در مکه بود برای استماع قرآن به رسول خدا صلی الله علیه و آله نزدیک شد، در آن هنگام رسول خدا صلی الله علیه و آله به تلاوت سوره مؤمن یا غافر مشغول بود، ولید به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و بدون مراجعه به سوی قوم خود، به خانه خود مراجعت نمود، به طوری که دوستان او تصور کردند که وی به اسلام گرائیده است. اما او پس از مدتی بررسی و ارزیابی ادعا کرد که قرآن کلام بشر است لکن جنبه ای سحرآمیز دارد و این جریان در اوائل سوره مدّثّر نقل شده است.( سوره مدّثر، آیات 11 الی 25) عده زیادی از مشرکان پس از شنیدن آیات قرآنی تحت تأثیر قرار گرفتند و اسلام را پذیرا شدند که از جمله آنان می توان از جُبَیْرِبْنِ مُطْعَم، طُفَیْلِ بْنِ عَمْروالدّوسی و عمربن خطّاب (تاریخ قرآن؛ دکتر محمود رامیا 214-/ 219 تحت عنوان: تأثیر قرآن) نام برد. لذا سران قریش که از این موضوع بیمناک شده بودند، پس از مدتی استماع قرآن را تحریم کردند (در سوره فصلت آیه 26 آمده است: «وَ قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لا تَسْمَعُوالِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَغْلِبُونَ» یعنی: و کسانی که کافر شدند گفتند: به این قرآن گوش فرا دهید و (هنگام قرائت وی) سخن یاوه در آن افکنید (هیاهو و جنجال کنید) تا شاید پیروز شوید.) و حتی مانع نماز خواندن رسول خدا صلی الله علیه و آله در مسجدالحرام و یا اسماع قرآن توسط او شدند. و آیه: «أَ رَأَیْتَ الَّذِی یَنْهی عَبْداً إِذا صَلَّی» که در مذمّت ابوجهل نازل شده است (سوره علق، آیات 9- 10» بنگرید به تفسیر مجمع البیان 10/ 782، تفسیرالمیزان 20/ 327 و 329)، ناظر به همان ایجاد مزاحمت قریش در مقابل پیامبر صلی الله علیه و آله است. لکن از آنجا که اقدام رسول خدا صلی الله علیه و آله در اسماع قرآن، اقدامی موفق و موثّر بود، خدای تبارک و تعالی در آیات بسیاری- از جمله آیات پایانی سوره علق (در آنجا که می فرماید: «کَلَّا لا تُطِعْهُ وَ ...» یعنی: چنین از او (ابوجهل) اطاعت مکن و ....)- حضرتش را به استقامت در مقابل مشرکان و ادامه کار توصیه فرمود.

پی نوشت:
مجید معارف، نگرشی بر فهم تاریخی قرآن، مشعر، تهران، صص 10-12

 

 

بازدید : ۸۹ بار
این مورد را ارزیابی کنید
(۰ رای‌ها)

دیدگاه ها



تصویر امنیتی تصویر امنیتی جدید